در اين دنياي هستي هيچ چيز به خودي خود به وجود نمي آيد و هميشه يك معلول حاصل يك علت است، اضطراب نيز اين چنين است يعني براي هر اضطرابي حتما يك دليل وجود دارد ولو در ضمير ناخودآگاه شما. يعني آن زمان مضطربيد و نمي دانيد دليل اين اضطرابتان چيست.
زماني كه اضطراب به سراغتان مي آيد كافي است يك چيز را در نظر مجسم كنيد و آن اين كه، خوب حالا بدترين اتفاقي كه ممكن است رخ بدهد چيست؟ به ياد داشته باشيد هميشه فكر كردن درباره يك رخداد ناخوشايند هميشه سخت و دشوارتر از اتفاق افتادن آن حادثه است. مثالي براي شما مي زنم، مادري را تصور كنيد كه از بدو تولد فرزندش هميشه نگران و مضطرب بوده مبادا دست يا پاي فرزندش بشكند اين مادر كافي است چند لحظه، فقط چند لحظه فكر كند و بگويد خوب حالا اگر شكست چه؟ خيلي واضح است ابتدا عكس او را مي گيرند، بعد او را به اتاق گچ مي برند و يك مسكن به او مي زنند و بعد گچ و تمام. تجسم اين پروسه كوتاه ولي منطقي مي تواند مادر را كه از شكستن دست فرزند خود يك فاجعه ساخته و براي خودش يك جهنم، رهايي بخشد.
هميشه فكر كردن درباره يك حادثه بد به مراتب سخت تر از رخ دادن آن حادثه است. اگر از يك اضطراب مزمن و طولاني رنج مي بريد. اين راه حل را امتحان كنيد و مطمئن باشيد كه نتيجه خواهيد گرفت البته قبول دارم كه اين كار بسيار انرژي مي برد و وقت زيادي مي طلبد. اما اگر بخواهيد و اراده كنيد مي توانيد براي هميشه خود را از شر اضطراب رها سازيد كافي است بدترين حالت ممكنه را پيش خود مجسم كنيد خواهيد ديد آن چه را كه ماهها شايد سال ها شما را عذاب مي داده چيز مهمي نبوده و نيست.
اضطراب به خودي خود چيز بدي نيست در واقع يك زنگ خطر جدي است كه شما را از وقوع احتمالي يك حادثه باخبر مي كند و اين به نوبه خود بسيار هم خوب است به دو شرط، اول اين كه اين احساس را در مورد همه چيز و همه كس و همه جا به كار نبريد و دوم اين كه بيش از حد لازم خود را اسير اضطراب نكنيد. ما در اين جا مي خواهيم به مورد معمول و واقعي آن بپردازيم و بعد مي گوييم چه كنيم تا راحت تر با آن كنار بياييم.
يك قضيه شما را ناراحت مي كند و مضطربيد و دايما دلشوره داريد، باز بر مي گرديم به همان مثال قبل مادري كه مرتب نگران سلامت فرزندش است خوب فرض مي كنيم اين اتفاق همين امروز رخ داده و دست فرزندش شكسته است او چه بايد بكند؟
اضطراب تنها تا قبل از وقوع حادثه لازم و ضروري است اما به محض اين كه آن حادثه رخ داد، ديگر بايد پرونده اضطراب را بست و در نهايت آرامش دنبال راه حلي بود. او پس از وقوع حادثه بايد به كل اضطراب را كنار بگذارد و تنها به اين مسئله فكر كند كه چطور مي تواند جلوي تكرار حوادث مشابه را بگيرد. در واقع تا حال اضطراب، اما از حالا به بعد«در نهايت آرامش» راه حلي مناسب است.
پس يادتان باشد در حين اضطراب بد ترين حالت ممكن را تصور كنيد و فرض كنيد كه آن اتفاق رخ داده خواهيد ديد نهايتش هم آن قدر ها كه شما بزرگش مي كرده ايد نيست. دوم اين كه تنها تا قبل از وقوع حادثه مضطرب بمانيد اما پس از آن پرونده اضطراب را مختومه اعلام كنيد و تنها به فكر راه حل باشيد آن هم در نهايت آرامش باور كنيد آنقدرها سخت نيست تنها تمرين لازم دارد و از همه مهم تر اين كه بخواهيد كه خواستن توانستن است مطمئن باشيد اگر بخواهيد و اراده كنيد به آن چه كه مي خواهيد خواهيد رسيد خدا يار و ياورتان باشد.